تبلیغات
alone boy - خداحافظ سال 90


alone boy

نوشته های پسری تنها که عاشقی رو دوست داره.

هرگزدرتمام زندگیم من تابه حال خداحافظواژه هاسال قبل معنی نداده ام بطوریکه من آن را

منظوردارم موقعیکه من آن رابه سال ۲۰۰۸ می گویم

جشنها،درجه وضوح هاوتمام فعالیت هابلندوشدید s هرگزمن یکی بوده ام که سال نو

دوست بدارم که باخوش آمدن دریک سال نومی رود

من دوست دارم که پیشنهادقیمت بدهم خوش آمدبه آن آرام ،انعکاس ) روی ( درگذشته اشتباه ها،

موفقیتها،،درمدت فضاوکره خودم به دست بیاوردوگم بکند

درروزهامخفی بشوم موقعیکه من Eve s درسال نو ( روی ) من دانسته شده ام که ازهرکس درنیمه شب

مهمانی هاواجتماع هاحضوربیابم s سال نو

بودن بوسیدودریدبوسیله غریبه هاهرگزیک چیزتقاضاکننده به من ،به خصوص

بوده اندموقعیکه آنهاسرنخ چنانچه ندارندکه من هستم ،آنهاحتی اگرآنهانیزهمچنین

نبودندبه حدکافی باهوش سرعقل بیاید

حمله کردن مرزبه من ،به این دلیل عمل ناپدیدشدن heck ومن نخواهم توانست که بدانم که

درنیمه شب ) روی ( درآنهافرخنده شب بود

بودن بوسیله درخانه آتش ،تماشاکردن آتش بازی ) روی ( درتلویزیون ،یا

ازمنطقه گرم عالیم کجا ) جائیکه ( ویندوزم مشرف باشددریا،بلسان به روحم بیشترازبیرون

روبه افزایشی آن دوستهای پایان وخانواده است

هم اکنون سال ۲۰۰۸ خوب در ) به ( شروع ،برای یک ماه تقریبابود

یخ بیامدکه من راغیرقابل استفاده بادردودردماهیچه ارائه دادکه fall _ on درآنوقت یک

تسریع کردم یک رفتارآن خواهدتوانست که موجودی خارج ازمن براند

درآنوقت بیامدتمام انواع عجیب سلامتی کم ] خیلی کم [ ،کاملابه کوچک ] خودشان [

مربوطبشودکه آنهاراکاملاباهمدیگرگذاشت ومن کسی بودم که کیفیت خانه خواهدتوانست که یا

یک آسایشگاه توجه وعلاقه نشان بدهد

رفته شده تعطیلات کارائیب ،بعنوان ویروس تقلاشدکه غرقه بکندقبلابدن خسته بشود

،رفت بعدازینکه یک سال هولناک ،صدابزند Queen ) روی ( درو ) روی ( درآن دریک سال که

یک سوختگی قلعه پائین داریم بطوریکه اومصمم درحال انجام دادامابودکه تا T didn من

اندازه ای پائین بسوزاند

T بالابر didn بهارواردشدوحتی گرفتن سوسنهایم وبوته هاخاسم سرانجام قول نمایش توتها

ابرتقدیرنزدیک شکوفه بدهند

می رود Newfoundland من شبیه شام انجام داده شدم بطوریکه گفتن در

همچنین چرخه بدبختی درمیان یک اقتصادضعیف ودورخیلی بستگی روی قسمتم راجع به جنگهاو

شایعه هاجنگهاادامه یافت

هیچ من می توانستم راجع به آن انجام بدهم امامن نقش دارجنگ درعراق

شکست شخصیم دریکی امتیازبودم

آن عجیب وغریب بود

من خودم راندانستم یاحتی خودمراتعدادی روزدوست دارد

تابستان 1390 باورنکردنی بود

برای کسی که دوست داردخورشید،من واقعاروزبارانی هابخواهم که حال بدبختم رامناسب باشم

گرفتم Labrador و Newfoundland ومن آنهارااینجادر

زیادوبسیاربه آنها

خورشیدبرای تازه عروس وداماد،بدرخشدوآنها reprieves دوخانوادگی عروسی خوش آمدند،

هردوزیبا،یک استراحت درواقع خوش آمد

البته من چندروزماهیگیری موفق بشوم وطلوع آفتابهای باشکوه دیدندوغروب آفتابها،

انتخاب کرد


نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند 1390 | ساعت 08:18 ب.ظ | توسط soroush koushki |نظرات |


قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت